مامان دکتر

شخصی

سلام بعضی دوستان سوالاتی میپرسن ولی وقتی به وبشون سر میزنی یا نظرات رو بستن یا جواب ارسالی نمی رسه برا همین تصمیم گرفتم اینجا جواب بدهم

سوال شاپرک عزیز: نگران نباش طبیعی است مگر اینکه علایم همراه داشته باشه.

انلال عزیز: به نظرم مناسب نیست اگه صبر کنه موقعیتهای بهتر پیش میاد اختلاف مذهبی هم کم مساله ای نیست.

دوستان ما رو از دعای خیر فراموش نکنین

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٥ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |

دوستان گلم سلام

عید همگی مبارک...البته با ناخیر از دوستایی که برام کامنت گذاشتن و تبریک عید گفتن بی نهایت سپاسگزارم. چه قدیمیها و چه جدید ها!

امیداوارم سال جدید سرشار از شادی برا همه مون باشه.

به خاطر امتحان بورد که داره کم کم خود نمایی میکنه نمی تونم زیاد به وبم سر بزنم. دوستان به بزرگی خودشون ببخشن و قوت قلب یادشون نره.

تعطیلات هم به خطه سر سبز گیلان رفتم . مثل همیشه عالی بود . امیدوارم به شما هم خوش بگذره. تا بعد...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۸ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |

گاهی وقتا کارها به زور درست نمیشه. باید صبر کنی آرام باشی واجازه بدی طبیعت کار خودشو انجام بده. طبیعت به شتابزدگی علاقه ای نداره. اهمیتی برا عجله ات هم قایل نمیشه ..

بی تو هزاران مثل تو هم می چرخه . این راز زندگیه وناراحتی نداره. پایان نامه ام با وجود اینکه آماده دفاعه ولی چون استاد راهنمام میره مکه و تا آخر هفته هم اساتید دیگر به دلیل کثرت عملها وقت ندارن میمونه بعد عید ان شا الله. خوب اینم از خصوصیات رشته های بالینیه که اساتید کمتر فرصت دارن . روز شنبه آخرین کشیک رزیدنتیم رو میدم وبعد باید اساسی شروع کنم به درس خوندن. زمان تنبلی تیست و امیدوارم بتونم به خوبی از پس این وظیفه سنگین که یه جورایی نتیجه همه زحماتم از وقتی که پا به دبستان گذاشتم تا الان است بر بیام. تا خدا چی بخواد!

مهم اینه که آدم تندرست باشه و ناشکری هم نکنه.

صحبتهام انگار شبیه وصیت نامه شده! عیبی نداره لازمه که به خودم دلداری بدم . شزایط سختی دارم نمی دونم براتون دعا کنم تو این شرایط قرار بگیرین یا نه!

این بدل کارایی هستن که با موتور از رو 20 تا ماشین می پرن یا از رو ارتفاع پرش میکنن آدم فکر میکنه دیوونه ان چرا باید این استرس رو متحمل بشن؟!حالا وضعیت منم یه جورایی مثل اوناست!

و در آخر پیشاپیش عید همه تون مبارک وموقع تحویل سال برا من و خانواده ام لطفا دعا کنین. تعطیلات خوبی رو براتون آرزو میکنم و تندرستی...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |

دیروز صبح کله سحر (ساعت 7/5) طهورا بهم زنگ زده. اونم چند بار به طوری که آخر مجبور شدم جواب بدم میگم مامان صبح پنجشنبه تو که تعطیلی چرا نخوابیدی؟؟

میگه :"مامان جون یه سوال دارم من امتحان ریاضی دیروز رو 20 شدم ."

میگم:"آفرین. میدونم. خوب؟"

میگه :"خانم گفته برا آخر هفته همه بچه ها از سوالات ریاضی که امتحانشو دادن دو بار تو دفتر مشق بنویسن. حتی اونا که 20 شدن!"

میگم:"خوب. سوالت چیه؟"

میگه:" مامان پس من چرا 20 شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!"

تعجب

پی نوشت: اگه حضورم کمرنگ شده علتش اینه که دارم پایان نامه ام رو می نویسم. میخوام قبل از عید دفاع کنم.(احتمالا اون روز به کمک نیاز داشته باشم)نیشخند

شما حضورتون پر رنگ باشهقلب

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٥ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط ریحانه نظرات () |

امروز بیست وهفتم بهمن ماه

همسر یکی از رزیدنت های سال اولمون در اثرتصادف فوت کرد.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |

آخ که چقدر بدم میاد وقتی می خواهی برا دوستت کامنت بذاری کد امنیتی داره وباید وارد کنی . من که خیلی وقتا به خاطز این کد صزف نظر میکنم!

آخ که چقدر بدم میا دوقتی چیزی ای میل میکنی کد امنیتی میاد وباید چند بار بزنی تا بالاخره مطلب فرستاده باشه !

همه چی شده امنیتی ! از بس دروغ وتقلب زیاده .

دیشب کشیک بودم امروز صبح که میومدم خونه ماشینم کنار خیابون خراب شد ! چند تا عابر سعی کردن بهم کمک کنن یکی نشت پشت رل و دیگری هل میداد ومن ایستاده بودم و نگران بودم ماشین که روشن شد ماشینمو نبرن! بد دنیایی شده حتی به اونایی که میخوان کمک کنند هم باید شک کنی.

میگن در زمان قدیم سواری از بیا بانی عبور میکرده میبینه کسی روی زمین افتاده پیاده میشه واون جوون بی حالو به زحمت رو اسبش میذاره . جوان بیمار فورا بلند میشه مهمیزی به اسب میزنه ودور میشه . مرد فریاد میزنه جوون حالا که رفتی ولی برا کسی نگو چه جوری اسبو به دست آوردی بذار ریشه نیکو کاری در زمین نخشکه!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۱ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ توسط ریحانه نظرات () |

تو یادت نیست ولی من خوب یادم هست که برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از دریا واهمه داشتقلب

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |

به دنیا لبخند بزن . دنیا بالاخره قدر تو را خواهد دانست.

مریض پست قبل با حال عمومی خوب مرخص شد و از تمام بچه های کشیک که در تشخیص و درمان بیمار نقش داشتند قدر دانی به عمل آمد.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |

Design By : Night Melody


تصاویر زیباسازی وبلاگ