سلام دیشب شب قدر بود من کشیک بودم حدودای ساعت 11 شب یه مورد سزارین  پیش اومد مریضو بردم بالا وبا حضور اتند سزارین کردم بچه با اپگار خوب متولد شد رحم رو سریعا دوختم ولی رحم جمع نمی شد هر چی massage میدادیم موثر نبود سنتو سینون متیل ارگونوین میزو پروستول دادیم موثر واقع نشد . خون درخواست کردیم وبه یکی از استادا خبر دادیم که سریعا اومد مشغول انجام کارای مریض بودیم که با فاصله چند دقیقه مریض ریتم v tach پیدا کرد وبه دنبال اون چون به درمان دارویی جواب نداد ارست کرد بیمار بلافاصله احیا شد که خوشبختانه پس از دادن شوک برگشت استادمون تصمیم به خارج کردن رحم  گرفت با اینکه مریض 22 ساله بود واین بچه اولش بود . ولی چه تصمیم عاقلانه ای بود هیسترکتومی شروع شد ومن اد بودم استادمون یه طرف رو رفت وانکال طرف دوم رو. ومن میدیدم که دستش میلرزه ودل تو دلم نبود صدای ضربان قلب خودم رو می شنیدم . وقتی  انکال بایت می گرفت استادمون بهش می گفت عجله نکن خانم دکتر عجله نکن مواظب باش مراقب حالب باش اینجا مثانه است خانم دکتر درست بگیر برا بایتت سر بذار . ومن یاد تذکراتی می افتادم که اون استادمون سر هیسترکتومی های الکتیو بهم میداد . وبرا بار دیگه به این نکته پی بردم که جراح در عین سرعت باید با دقت کار کنه ودر واقع درست جراحی کنه حتی اگه مریض زیر عمل ارست کنه . خلاصه شکمو بستیم و مادر نجات پیدا کرد واقعا نجات پیدا کرد. خدا کنه ما هم یه روزی به خصوص در شب قدر بتونیم جون مریضی رو از مرگ حتمی نجات بدیم.