نذار امشبم با یه بغض سر بشه    بزن زیر گریه چشات تر بشه

بذار چشاتو خیلی آروم رو هم      بزن زیر گریه سبک شی یه کم

یه امشب غرورو بذارش کنار       اگه ابری هستی با لذت ببار

هنوزم اگه عاشقش هستی که          نریز غصه هاتو تو قلبت دیگه

غرورت نذار دیگه که خسته ات کنه        اگه نیست باید دل شکسته ات کنه

نمی تونی پنهون کنی که داغونی         نمی تونی یادش نباشی به این آسونی

هنوز عاشقیو دوسش داری تو               نشونش بده اشکای جاریتو

نمی تونی پنهون کنی که داغونی         نمی تونی یادش نباشی به این آسونی


بالاخره موعدش رسید . بالاخره رفتن هر دوشون. هم توتو و هم شوهرم.

دوباره تنهایی های من شروع میشه احساس میکنم در ابتدای یه جاده با مقصد نا معلومم