دیروز کشیک بودم. وچه کشیکی!!!!!!!!!!! در خلوت ترین زمان 11 مریض داشتم.

تازه پامو گذاشته بودم پاویون که سال سه زنگ زد لازم به ذکر است ما با گوشی همراه به هم زنگ میزنیم وتمام هزینه هاشم پای خودمونه . در واقع به خاطر اضطرار کار وقت رو تلف نمی کنیم . این باعث میشه که مثلا برا خود من یکی تو هر سیکل حدود 150 هزار تومن هزینه بیاد . اونوقت دانشگاه سکته میکنه اگه بخواد یه ذره هزینه پایان نامه مون بالا بره .بگذریم! داشتم میگفتم سال سه زنگ زد نفس نفس میزد از بس که ترسیده بود _ که یه مریض گراوید 1 اومده تو وضعیت فول وقلب 50 . منم گفتم ببرش اتاق زایمان اومدم و رفتم بلوک> چشمتون روز بد نبینه مادر روتخت قلب به زور 30 بود جای فکر و try و فرصت نداشت گفتم واکیوم رو اماده کنن . حالا وسط هاگیر واگیر خدماتی اومده وبی خیال داره میگه خانم پا شو لباستو عوض کن لباس بخشو بپوش زنه هم هاج و واج که حرف کیو گوش کنه منم از اون دادهای زنانی مشهوری زدم گفتم آدم حسابی بچه داره میمیره تو فکر لباس بخشی ؟ نمی گی این همه آدم چرا دور این بدبخت جمعن؟ خلاصه واکیوم  موفقیت آمیز انجام شد وبچه احیا شد و برگشت و نجات پیدا کرد . علت افت قلب هم گره حقیقی بند ناف بود . خدا رحم کرد اگه دیر تر میو مد حتماIUFDمیشد.کشیک دیروزمون شلوغ بود ساغت 4/5 صبح هم سزارین بریچ داشتیم  ایکاش بچه ها در طول روز دنیا میومدن نه شب. بعضی وقتا کشیک خیلی طاقت فرسا میشه.از بخش اورو بگم که این روزا مثانه عمل می کنیم استنت می کشیم سنگ میشکنیم .turp میکنیم . خلاصه مشغولیم ولی درس نمیخونیم که باید هر چه زودتر برا اونم چاره ای بیندیشیم. فردا مسافرم میرم پیش توتو وشوشو اگه هواپیمای رفت وبر گشتم سقوط نکرد برمیگردم وبه همه تون سر میزنمقلب

ادامه مطلب تصنیف رزم مشترک استاد مشکاتیان رو گذاشتم 


همرا ه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به درد

کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود

دشوار زندگی هر گز برای ما بی رزم مشترک درمان نمیشود

فکر کنم علاقه من به این شعر به خاطر وجود درد ودرمان باشهنیشخند